محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
152
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و چهل و هشت سال بود . و تارخ ابراهيم را آورد و هنگام تولد ابراهيم يك هزار و هفتاد و نه سال از طوفان گذشته بود . بعضى اهل كتاب گفتهاند كه تولد ابراهيم دويست و شصت و سه سال پس از طوفان و سه هزار و سيصد و سى و هفت سال پس از خلقت آدم عليه السلام بود . و قحطان پسر عابر ، يعرب را آورد و يعرب يشجب را آورد و يشجب سبا را آورد و سبا حمير و كهلان و عمرو و اشعر و انمار و مر و عامله را آورد . و عمر پسر سبا عدى را آورد و عدى لخم و جذام را آورد . به پندار بعضى نسب شناسان پارسى نوح همان افريذون بود كه اژدهاق را مغلوب كرد و پادشاهى از او گرفت ، و بعضى ديگر پنداشتهاند كه افريذون ذو القرنين حريف ابراهيم عليه السلام بود كه در بئر السبع بمرد و در قرآن ياد شده است . بعضى ديگر گفتهاند وى سليمان پسر داود بود و در اينجا از او ياد كردم به اين سبب كه گفتهاند وى نوح بود و حكايت او با نوح همانند بود كه سه فرزند داشت و دادگر و نكو سيرت بود و ضحاك به دست او هلاك شد . گويند هلاك ضحاك به دست نوح بود و قوم نوح همان قوم ضحاك بود . و پارسيان دربارهء نسب افريذون گويند كه وى از اعقاب جم شاد شاه بود كه چنان كه از پيش گفتيم ازدهاق او را بكشت و ميان فريدون و جم ده پدر فاصله بود . از روايت هشام كلبى شنيدهام كه افريذون از نسل جم شاه بود كه پيش از ضحاك بود و پنداشتهاند كه نهمين نسل جم بود و به دنباوند تولد يافت و برون شد تا به مقر ضحاك رسيد و او را بگرفت و به بند كرد و دويست سال پادشاهى داشت ورد مظالم كرد و مردم را به پرستش خداى و انصاف و نيكى وا داشت و زمين و چيزهاى ديگر را كه ضحاك به ستم گرفته بود به صاحبانش پس داد ، مگر آنچه صاحب آن را نتوانست